خرید بک لینک
ضیاء موحد-پدر منطقِ ایران و یکی از استادانِ به نامِ فلسفهیِ تحلیلی-، چند سال پیش کتابی نوشت با این عنوان «البته واضح و مبرهن است که ...» با عنوانِ دُوُمِ «رسالهای در مقاله نویسی». نویسنده بر چاپِ دُوُمِ کتاب «یادداشتی» نوشته است، در بندِ سوم آن «یادداشت» به یکی از نقدهایی که بعضِ کسان بر این رساله نوشتهاند، پاسخی داده به اختصار. من تنها بخشِ ناچیزی از آن پاسخِ خیلی کوتاه را مینویسم: «3. سؤال: مقالۀ فلسفی بنا بر کدام مقسم کنار سایر مقالهها آمده؟ جواب: هیچکدام. اولاً خواننده بهتر است بداند که نویسنده اندکی هم فلسفه میداند...» ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین توکلی تاريخ: جمعه 28 آبان 1395 ساعت: 5:04

Les hommes meurent et ils ne sont pas heureux. Caligula : Albert Camus تَردامنی، حقیقت را یافت! بَعد از مرگِ مَعشوقْ: آدمها میمیرند و خوشبخت نیستند. عجیب نیست که در نمایشنامه کالیگولا چهار چیز کنار هم قرار میگیرند: گُناه، عشق، مرگ، و زندگی. و عجیب نیست که گناهکاری "حقیقت" را کشف میکند؟

برچسب: نویسنده: آرتین توکلی تاريخ: جمعه 28 آبان 1395 ساعت: 5:04

Ἠκούσατε ὅτι ἐρρέθη , Ἀγαπήσεις τὸν πλησίον σου καὶ μισήσεις τὸν ἐχθρόν σου. ἐγὼ δὲ λέγω ὑμῖν , ἀγαπᾶτε τοὺς ἐχθροὺς …. - ΚΑΤΑ ΜΑΘΘΑΙΟΝ, 5. 44. شنیدهاید که گفته شده، ”به همسایهیِ خود ’دوستی‘بِنُما (=عشق بِوَرز/محبّتبِوَرز=[Ἀγαπήσεις]) و با دشمنت دشمنی کُن.“ امّا من به شما میگویم دشمنانِ خویش را دوست بدارید....- انجیل متّی.

برچسب: ἀγαπᾶτε τοὺσ ἐχθροὺσ ὑμῶν, نویسنده: آرتین توکلی تاريخ: جمعه 28 آبان 1395 ساعت: 5:04

How comes it, that thou art then estranged from thyself? The Comedy of Errors, Act II, sc. 2. چگونه است که تو، با خودت بیگانهای؟ کمدی اشتباهات، پرده دوم، صحنه دوم.

برچسب: نویسنده: آرتین توکلی تاريخ: جمعه 28 آبان 1395 ساعت: 5:04

وقتی کسی میخواهد که دیگرْ دوستیای در کار نباشد، و من نیز ”یک بار“* تلاش میکنم تا ”دلیل/دلائلِ“ او را دریابم، و از او میپرسم، امّا پاسخی نمیگیرم، بهترین کار آنست که بی هیچ گفتوگویِ دیگری ”بروی“.

ادامه مطلب

برچسب: وقتی باید رفت,وقتی که باید رفت, نویسنده: آرتین توکلی تاريخ: جمعه 28 آبان 1395 ساعت: 5:04



برچسب: نویسنده: آرتین توکلی تاريخ: جمعه 28 آبان 1395 ساعت: 5:04

با کسی سخن میگوید، در گفتوگو با آن شخصِ دیگر به کتابی اشاره میکند، نامِ کتاب و نویسنده را به انگلیسی میگوید: Foundations without Foundationalism: A Case for Second-order Logic (Oxford Logic Guides) Stewart Shapiro. جوانک هم اینکه نامِ کتابی دربارهیِ منطق میشنود زنگی در گوشهایش به صدا درمیآید، عِلاوه بر آن،به نظر جوانک: لهجهاش بنحو حیرتانگیزی غلیظ است. انگار نه انگار ایرانی است و فارسیزبان. جوانک در دل با خود میگوید چه شیوا به فارسی حرف میزند. تا اینکه شیوایی گفتار انگلیسیاش را هم میشنود. بعد از اینکه شنید و دوستِ آن آقا رفت، با ترس و لرز و خجلت، پا پیش مینهد، و به آرامی میگوید: ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین توکلی تاريخ: جمعه 28 آبان 1395 ساعت: 5:04

Are you good men and true? Much Ado about Nothing: Act 3, Scene 3 آیا تو مَردی صادق و نیک هستی؟ هیاهویِ بسیار برایِ هیچ، پرده سوم، صحنه سوم.

برچسب: good and true,good and true quotes,good and true facebook statuses, نویسنده: آرتین توکلی تاريخ: جمعه 28 آبان 1395 ساعت: 5:04

Fühle mich mitunter wie das lebendiges Beispiel der Heisenbergschen Unschärferelation. Es handelt sich um eine Aussage der Quantenphysik, dass zwei komplementäre Eigenschaften eines Teilchens nicht gleichzeitig beliebig genau bestimmbar sind. Entwickelt sich die Monade ständig, so ist es schwierig ihre Relationen zu anderen Monaden genau zu bestimmen oder gar zu definieren.

برچسب: نویسنده: آرتین توکلی تاريخ: جمعه 28 آبان 1395 ساعت: 5:04

از نامههای قدیمی: اینجا همه چیز سختْ، دُشوار، و ناگوار است، لحظات چه تلخ میگذرند«همچون دشنهای زنگار بسته، فرصت از بریدگیهایِ عصب میگذرد»،دیگر آوازی نمانده برایم. من اینجایم، سخت مستأصل، تنها، خسته، در خود مُچاله، دور از زندگی. میشود تو از آن فاصلهیِ بَعید، از آن نقطهیِ دور، برایم آوازی بخوانی؟! 11 نوامبر 2008

برچسب: نویسنده: آرتین توکلی تاريخ: جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 7:37


برچسب: نویسنده: آرتین توکلی تاريخ: جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 7:37

در ایّامِ خردگی ”جایی داشتن“ و ”خانهای داشتن“ برایم بَس مهم بود(فعلِ ”داشتن“ اینجا مهم است!)، از نوجوانی ”سفر“هایم شروع شد، از آن وقت ”در سفر بودن“ برایم مهم شد(فعلِ ”بودن“ اینجا مهم است!)، اینکه ”در راه باشی“ و همیشه مسافر شُد آنجای امن. بعدترها، تلاقی ”خانه و سفر“ در درونم نُضج گرفت و رُشد کرد، این یکی احوالِ عجیبی بود. سالِ 88 آوارگی را تجربه کردم. آوارگی انسلاخِ از آندو بود. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین توکلی تاريخ: جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 7:37

غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت پیاده آمده بودم، پیاده خواهم رفت منم تمام افق را به رنج گردیده، منم که هر که مرا دیده، در گذر دیده *اینجا متنِ کاملِ شعر آمده است. شاعر: محمد کاظم کاظمی

برچسب: منم تمام افق را به رنج گردیده, نویسنده: آرتین توکلی تاريخ: جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 7:37


برچسب: می خواهم خواب اقاقیاها را بمیرم, نویسنده: آرتین توکلی تاريخ: جمعه 7 آبان 1395 ساعت: 15:58

Blow, blow, thou winter wind! Thou art not so unkind As man’s ingratitude. As You Like It, Act II, Scene VII بِوَز، بِوَز، ای باد زمستانی! تو همانند مردم ناسپاس آنقدر نامهربان نیستی. آنچه دلخواه توست، پرده دوّم صحنهیِ هفتم.

برچسب: blow blow thou winter wind,blow blow thou winter wind rutter,blow blow thou winter wind sheet music,blow blow thou winter wind quilter,blow blow thou winter wind arne,blow blow thou winter wind song,blow blow thou winter wind meaning,blow blow thou winter wind choir,blow blow thou winter wind shakespeare,blow blow thou winter wind satb, نویسنده: آرتین توکلی تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 23:59

"قَالَ إِنَّمَا أَشْکُو بَثِّی وَحُزْنِی إِلَى اللَّهِ"(۱۲:۸6) "گفت درد و اندوهم را با "الله" در میان مینهم". اینها سُخَنانِ یعقوب است. سخنی از سر اندوه و استیصال. در کتابِ ایوب آمده: הֵן-תֹּחַלְתּוֹ נִכְזָבָה یعنی: اینکْ اُمید بر او باطل است. استیصال یعنی چه؟!

برچسب: نویسنده: آرتین توکلی تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 23:59

فکر میکنم باید یک نکته را دربارهیِ «کوچیدن» روشن کنم، ایهام و ابهامی در کلام بود. و آن اینکه، به نظرم میرسد که ما باید استقلال و آزادی خودمان را حفظ کنیم، اینکه من «آرزوهایِ لذتجویانه»ای را نوشتهام-کسی را یافتن و داشتن-، نباید این تصوّر را خلق کند که، ما «حتماً» باید «کسی/کسانی» را بیابیم و این «کَس/کَسان» بایستی «تا به اَبَد» کنارمان باشند و بمانند. گَمان میکنم اصلِ «بیثَباتی» این هستی، اصلی است که ما را از چُنان «آرزواندیشی»ای بر حذر میدارد. آنچه چونان آرزو گفتهام، آرزوهایِ لذتجویانه بوده است، نه بیشتر. البته، ”مطلوب“ است که آدمی بتواند

برچسب: نویسنده: آرتین توکلی تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 23:58

روزنامهیِ نشاط از شهرت بسیاری برخوردار بود، شمسالواعظین را هم همه میشناختند. نشاط، با اینکه عُمر کوتاهی داشت، امّا برایِ بسیاری تبدیل به یک خاطره جمعی شده است(یا من چنین تصوّری دارم). چندین بار سعی بر رفع توقیف و چاپِ مجدد آن گرفتهاند، امّا همیشه گرهی در کار و کار در گره افتاده است. حاصل آنکه، این توقیف هیچگاه رفع نشد. آخرین تلاش هم سال 1392، بعد از پیروزی آقای روحانی، صورت گرفت. روزنامه رفع توقیف شد، ساختمانی بزرگ را کرایه کردند، ساختمان یکدست سفیدرنگ بود هم نمای بیرونی و هم داخلی، حیاط کوچکی داشت.، با گُل و درخت، خوشمزه بود. ادامه مطلب

برچسب: نشاط,نشاطات للاطفال,نشاط و نود,نشاط الغدة الدرقية بالانجليزي,نشاط شهر,نشاطات في نيويورك,نشاط الغدة الدرقية,نشاطات لتعليم اللغة العربية,نشاط الغدة الدرقية ونحافة الجسم,نشاطات في لوس انجلوس, نویسنده: آرتین توکلی تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 23:58

لودویگ ویتگنشتاین، این فیلسوفِ دوستداشتنی، این غریبهیِ سدهیِ بیستم، در جایی نوشته: «با اعماقِ دیگری بازی نکن!»* ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین توکلی تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 23:58

آنچه که مینویسم را میتوان بنحو پُررنگی در روابط عاشقانه دو نفر جُستْ و دید، امّا از آنجا که چُنین «پدیده»ای بسی گستردهتر از روابط عاشقانه است، آنرا به هر نوع ارتباطی میتوان تعمیم داد. پس صِرفاً از تعبیر عاشق/معشوق استفاده نمیکنم: تصوّر میکنم که همهیِ ما-یا بیشتر ما-، این تجربه را داشتهایم که کسانی به ما «اعتماد» کنند، و عمیقترین داستانها، رویدادها، ماجراها، و ... ، و بخصوص «رازهایشان» تلخ و شیرین زندگیشان را با ما در میان بگذارند ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین توکلی تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 23:57

سالها بگذرد که یکی را از ناگه دوستی افتد که بیاساید. «شمس تبریزی»

برچسب: سالها بگذرد شنبه به نوروز افتاد,سالها بر تو بگذرد که گذار, نویسنده: آرتین توکلی تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 23:57

صفحه بندی